اولین باری که تو زندگیم چیزی رو جا گذاشتم هنوز یادمه. آخرای زمستون بود ولی هوا می‌گفت بهار شده. یه شال گردن مشکی داشتم که مادر بزرگم واسم بافته بود. اون روز وقتی رسیدم سر کلاس مثل همیشه گذاشتمش تو جا میزی. زنگ آخر که خورد فراموش کردم اصلا شال گردن دارم، تو کلاس جاش گذاشتم و وقتی فهمیدم که نزدیکای خونه بودم. نمی‌دونم چرا ولی برنگشتم. گفتم این هوا که شال گردن نمی‌خواد. فردا میرم سراغش! فردای اون روز زمستون به خودش اومد و هوا عجیب سرد شد.‌ تازه فهمیدم چی رو جا گذاشتم چون بهش احتیاج پیدا کرده بودم! تا رسیدم مدرسه رفتم سراغ جا میزیم. نبود! همه جا رو دنبالش گشتم خبری از شال گردنم نبود. مدام فکر می‌کردم که اگه همون موقع می‌رفتم سراغش شاید هنوز داشتمش. چند روز بعد یه شال گردن خریدم که فقط شبیه شال گردنم بود. ولی هیچوقت اون حس خوب رو بهش نداشتم. بعد از این همه سال خوب می‌دونم که ما آدم‌ها خیلی وقتا داشته‌هامون رو جا می‌ذاریم، چون فکر می‌کنیم بهشون احتیاج نداریم. فکر می‌کنیم همیشه سر جاشون می‌مونن و هر وقت بریم سراغشون هستن. اما وقتی زندگیمون زمستون میشه و تو نبودشون سرما رو حس می‌کنیم تازه می‌فهمیم که گاهی برای دنبالشون گشتن خیلی دیره ... خیلی ... اما مهم‌ترین چیزی که تو زندگیم جا گذاشتم شال گردن نبود. خودم بودم. من الان فقط شبیه چیزی هستم که دوست دارم باشم. باید زودتر خودم رو پیدا کنم چون درست جایی هستم که به بودنم احتیاج دارم، تو اوج سرما .

بارالها؛ از كوی تو بيرون نشود پای خيالم...

نكند فرق به حالم....

که برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی

چه به خاكم بكشانی..

نه من آنم كه برنجم نه تو آنی كه برانی...

نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی...

در اگر باز نگردد، نروم باز به جايی

پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهی

كس به غير از تو نخواهم

چه بخواهی چه نخواهی

باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی... آمین

براي آدم‌ها، چه آن‌ها كه برايت عزيزترند و چه آنها كه فقط دوستند ... خاطره‌های خوب بساز ... آن قدر برايشان خوب باش؛ كه اگر يك روز همه چيز را گذاشتی و رفتی ... در كنج قلبشان جايی برای تو باشد تا هر از گاهی بگويند: ای كاش بود ... هر از گاهی دست دراز كنند و بخواهند كه باشی ... هر از گاهی دلتنگ بودنت شوند ... می‌دانم سخت است ...اما تو خوب باش ... حتی برای آن كه با تو بد كرد ... روزی ميفهمد ، همان ساده بودنت كم نبود ...